آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
61
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
آن ساخته شده و مستور از جنگل بود پايههاى محكم خود را در آب استوار كرده بود . زيبائى بهار جذابيت اين مسافرت را صد چندان كرده و به نظر من مانند دلفريبى « آرگونوتها » « 1 » ميآمد و با آنكه از حيث جا خيلى ناراحت بودم معذلك روحيهام بسيار قوى و مساعد بود . اين فكر بخاطرم آمد كه پس از جدا شدن از ساحل ايران تصميمى گرفتهام كه ديگر برگشت ندارد و به همين جهت نگرانيها و تأسف بىمورد را خواهناخواه از فكرم دور كردم . اما نه افكار من بدينگونه نبود و سخت عقيده پيدا كرده بودم كه اين دوستان تازهام كه سابقا ظاهر وحشى و خشنشان آنهمه باعث تشويش خاطرم شده بود بهيچوجه ممكن نيست از اطمينانى كه به آنها دارم سوء استفاده كنند و با داشتن چنين راهنمايانى قادر هستم با هرگونه مخاطرهاى مقابله كنم . مقارن شب قرار شد توقف كنيم و كشتى نزديك ساحل لنگر انداخت و اجازه دادند هريك از ما به نوبت از اجاق كوچك كشتى براى تهيهء چاى استفاده كنيم . با چند حبه قندى كه در شكاف كمربندم داشتم يعقوب را بچاى دعوت كردم . او اين دعوت را با كمال افتخار قبول كرد زيرا حاجى صالح و سلطان محمود هم درين دعوت شركت داشتند . تركمن جوان زياد پرحرفى كرد و يك سلسله حكايت هاى كوچك كه غالبا مربوط به « الامان » « 2 » هايش ( تركمنها مسافرتهائى را كه براى دستبرد ميزنند الامان ميگويند ) بود براى ما تعريف كرد و اين گونه داستانها درين جا بيش از هرچيز نقل مجلس و مورد پسند مردم است . چشمهاى او كه معمولا هم خيلى درخشان بود حالا از شدت درخشندگى با ستارههاى بالاى سر ما برابرى ميكرد و حرارت طبعى كه بروز ميداد براى اين بود كه ميخواست با ملاهاى مقدس سنى روابط نيكو برقرار ساخته و آنها را براى روز مبادا در دست داشته باشد و به اين
--> ( 1 ) - Argonaute دستهاى از پهلوانان يونان بودهاند كه سوار كشتى آرگو شده . . . الخ . در اينجا كنايه از اشخاصى است كه براى يافتن چيزهاى صعب الوصول اقدام ميكنند . ( 2 ) - Alaman